ریحانه و یه عالمه عکس خاطره انگیز
الهی مامانی به قربونت بره این عکس رو چند ساعت بعد از تولدت ازت گرفتیم
با اومدنت خونمون رو پر از نور و شادی کردی دلبر مامان.

تو این عکس، ٣ روز از تولدت میگذره آماده شدی بریم برا آزمایش تیروئید.الهی دورت بگردم نفس مامان، از قوزک پات خون گرفتن
و تو برای اولین بار حسابی گریه کردی 

عکس ششمین روز تولدت با عروسکی که هم قد خودته
.
حالا جگیر مامان کدوم یکیه؟ اگه گفتی؟

این اولین حموم رفتن تو هستش. وقتی که ٨ روزه بودی نافت افتاد و ما فرداش تونستیم تو رو به حموم ببریم
یعنی تو ، تو این عکس ٩ روزه هستی عسلی مامان.

این عکس جشن تولد یک ماهگیته. البته جشن رو همزمان با روز تولد خاله اکرم که ١٦شهریوره برات گرفتیم(٢روز زودتر). فدای اون نگاهت ، عزیز دلم تولد یک ماهگیت مبااااااااااااااااارک



خواب ناز دردونه ما ریحانه خانمی بعد از حموم. این عکس موقعیه که تو ١ماه و ١٩ روز داشتی.چقدر موقع خواب دوست داشتنی تر و خوردنی تر میشی
(ولی حیف که نمیشه بهت دست زد وگرنه بیدار میشی
)

ریحانه جون و لباس و کلاه ملوانی
فرشته کوچولوی مامان(١ ماه و ٢٢روزگی)

تو الان دیگه ٢ ماه و ٥روزه شدی. این عروسکا( آجی و داشی) هم مثل من محو صورت ماهت شدن و خوابت رو به نظاره نشستن.

اولین تیپ زمستونیت مبارک. چقدر ناز شدی دختر گلم
( سن: 2 ماه و 24 روز)

این عکس روز تولد 3 ماهگیت گرفته شده. اینجا بابایی یه پیشبند گرفته واسه دختر نازش هم قد خود ریحانه ، برا این چیکه های آبی که از 2 ماهگی از لبت آویزون بود و ما مجبور بودیم مرتب لباساتو عوض کنیم

عکس ریحانه در حالی که خواب بوده با جعبه شیرینی که بابایی واسه تولدش گرفته بود.
تولدت 3ماهگیت مباررررررررررررررررک عسل مامان



این عکس موقعیه که تو میخواستی، تو همایش شیرخوارگان حسینی شرکت کنی.
یا علی اصغر (ع) خودت دختر گلم رو عاقبت به خیر کن. (سن : 3 ماه و 24 روز)

مامانی قررررررررررربون اون چشای خوشگلت.ببین چه آروم و ساکت خوابیدی تا مامانی ازت عکس بگیره. لپت رو بخورم من
(سن : 4 ماه و 11 روز)

تولد 5 ماهگی ریحانه با حضور افتخاری خاله فرزانه. تولدت مبااااااااااااارک زندگی مامان

![]()

یکی از عروسکایی که خیلی دوست داشتی این خرسیه
.چه لم دادی وباهاش عکس گرفتی
(سن : 5 ماه و 10 روز)

این اولین حموم تو ، تو وان خودته. تا قبل از این تو نمیتونستی بشینی وخوابیده حمومت میکردیم ولی از موقعی که دیگه میگفتی من میخوام بشینم و نمیخوابیدی، گفتیم حالا وقتشه که بذاریمت تو وان. چه لذتی میبری از حموم کردن. تو حموم هم ساکتی و اصلا گریه نمیکنی دختر خوب مامان.
آب بازی ، آب تنی...
(سن: 5 ماه و12 روز)
ریحانه و عقد دایی مهدی ( سن 5 ماه و 27 روز)

این عکسا از ریحانه، تو آتلیه اختصاصی مامان اعظم
گرفته شده. خوشت میاد از عکسا؟
هنر عکاس رو ببین
(سن: 6 ماه و 7 روز)


فدای این خنده های خوشگلت بشم ممممممممن
.البته مامانی این عکسا رو با چه مکافاتی رو مبل ازت گرفته ، همش میخواستی فرار کنی بپری پایین شیطون مامان
(سن: 6 ماه و 13 روز)

ریحانه و حمام آفتاب ( سن: 6 ماه و 14 روز)

یه شب برفی ،ریحانه با بابایی تو روزهای پایانی سال 90. بعد از گذروندن یه بعد از ظهر آروم بیدار شدیم دیدیم وااااااااااااای چه برفی اومده
(سن: 7 ماه و 3روز)
ریحانه و بابا احسان تو اولین روز بهار سال 91..gif)
عیدت مبارررررررررک عشق مامانی و بابایی
ایشالا همیشه شاد و بهاری باشی و لبت خندون
(سن: 7 ماه و 13روز)

ریحانه و سفره هفت سین خونه بابابزرگ. روز سومی که تو ،به طور کامل میتونستی بشینی عزیز دلم
( سن: 7 ماه و 15 روز)

این عکس از تو ، کنار رودخونه دز ، نزدیک سد تنظیمی گرفته شده(علی کله). اینجا مشغول ور رفتن به شکلات بودی واسه خوردنش
(سن: 7 ماه و15 روز)

ریحانه و طبیعت باصفای سردشت(اطراف دزفول)_ نوروز ٩١.gif)
(سن:7 ماه و 16 روز)

ریحانه جون اینجا، تو نشسته بودی و حواست به سیخای کباب بود که نسوزه
ما هم گفتیم یه عکس از فعالیت های عیدت هم بذاریم. (سن: 7 ماه و 17 روز)

این عکس، تو رو نشون میده تو روز نهم فروردین91 ، روز جشن تولد زنعمو نجمه
. زنعمو جون تولدت مباررررررررررررررک
(سن: 7 ماه و 22 روز)

اینم یه خلاصه ای از عکسای تو بودن از زمان تولدت تا 8 ماهگیت. از این به بعد عکسای بیشتری از روزای شیرینی که قراره ما(من وتو بابایی
) با هم بگذرونیم برات میذارم.
از تمام اتفاقات و شیرین کاری هات 

(البته خودت هم باید همکاری کنی و اجازه بدی مامانی پای کامپیوتر بشینه و این خاطرات رو برات ثبت کنه)
من و بابایی خیلی خیلی خیلی زیاد دوست داریم .



ریحانه و یه عالمه عکس خاطره انگیز
